X
تبلیغات
رایتل
شنبه 4 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 12:35 ق.ظ

سلام نگارم... 

 

نمیدونم چه جوری شروع کنم... 

 

دل منم مث دل تو شکستس... 

 

فقط خدا از دلای ادما خبر داره و بس... 

  

 

میدونم کارم اشتباه بوده...هرچی بگی و گفتی این چند روزه حق داری... 

 

هرکی هم میخونه طرف تورو میگیره..خب اونا هم حق دارن...   

 

 

ولی ایندفعه دیگه قولم قوله...مطمئنم... 

 

امیدوارم که منو ببخشی... 

 

اومدم تولدتو تبریک بگم..اینقد حالم خرابه که نمیتونم با ذوق و شوق بهت تبریک بگم.. 

 

ولی یکی از بهترین روزای زندگیمه امروز...باور کن از روز تولد خودم امروزو بیشتر دوست دارم نگار.. 

 

تولدت مبارک همه زندگیه من... 

 

تولدت مبارک عشق و نفس من... 

 

تولدت مبارک نگار من...  

 

بهترین ارزوها رو واست دارم..با هم وجودم... 

 

دوستت دارم نگارم...میدونم ازم بدت میاد..خودتم گفتی بهم..ولی من دوستت دارم و همیشه میخوامت... 

 

لیاقتت رو ندارم...تو از هر لحاظ که فکرشو بکنی زیادی واسم...خوبیات..مهربونیات...صبر کردنات... 

همه چیزات..همه چی... 

 

اصلا اینقدر حالم بده که نمیفهمم چی میخوام بهت بگم... 

 

 

تولدتو تبریک میگم بهت...دومین سال اشناییمونم که خدا بهترین فرشتشو داد بهم، رو هم تبریک میگم...البته به خودم چون تو که...ضرر کردی.. 

 

دوستت دارم و میخوامت نگارم..با همه وجودم...