X
تبلیغات
رایتل
شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:34 ق.ظ

انقدر این یکی دو ماه اخیر اتفاقای خوب برام پیش اومده که با دلی شاد و  بسیار خوش بینانه به استقبال سال جدید میرم! خیلی حس خوبی نسبت به سال ۸۹ دارم و حسم بهم میگه امسال به خیلی چیزایی که میخوام( و میخوایم!) میرسم ( و میرسیم!). 

از چند روز پیش که بهم گفتی این ۳ هفته، آخرین سختیها و دلتنگی های سربازیته، مدام خاطرات این یک سال و نیم توی ذهنم مرور میشه! به سخت ترین قسمت هاش که میرسم، به بیماریم که میرسم، به قهر و دعواهامون که از روی دلتنگی بود میرسم، به تصمیم جدایی که میرسم،یه لبخند روی لبم میشینه!! یه زمانی این خنده تلخ بوده ولی الان شیرینه!! چون میدونم اون روزهای سخت رو گذروندیم و الان منتظر آینده ای گنگ هستیم!! به آینده و گذشته کاری ندارم!! چیزی که هست الانه!! الان با گذروندن اون سختیها، آرامش پیدا کردم!! از این خوشحالم که تونستیم صبر کنیم و عشقمون انقدر قدرت داشت که حتی مشکلات بزرگ هم تا الان هیچ چیزی رو بینمون خراب نکرده!!   

امروز که وسایلت رو برای آخرین رفتن ِ طولانی جمع میکردی، وقتی  داشتی موهای فرفریت  رو از ته کوتاه میکردی و علی ِ کچل ِ من میشدی، وقتی آخرین اس ام اس رو دادی و خداحافظی کردی و گوشیت تا ۳ هفته خاموش شد، دیگه خبری از بغض همیشگیم نبود...نمیخوام بگم از رفتنت خوشحال بودم، ولی ناراحت هم نبودم! حس میکنم باید تک تک روزهای این ۳ هفته‌ی باقیمانده رو غنیمت بشمارم و از دوری و دلتنگیمون استفاده کنم!! شاید دیگه  هیچ وقت این دلتنگی وپر پر زدن دلهامون  پیش نیاد!! شاید دیگه هیچ وقت تا این حد تشنه ی شنیدن صدای همدیگه نشیم!! شاید دیگه هیچ وقت  تا این حد فرق بودن و نبودن رو نفهمیم  و  برای بودنمون ارزش قائل نشیم!!  

انگار همین دیروز بود...۱۸ شهریور ۸۷ ! ماه رمضان بود و بعد از سحر رفتی تا ببینی برای آموزشی کجا اعزام میشی و  من انقدر اضطراب داشتم که گلاب به روت  اســـ....ل گرفتم! :دی   و دو روز بعد، ۲۰ شهریور رفتی و رفتی و رفتی.... و من از همون روز مردم تا وقتی از آموزشی برگشتی...ببین علی!! هنوز آثارش روی بدنم دیده میشه!!

فقط میخوام بهت بگم...خیلی زود گذشت!! سخت گذشت! ولی زود گذشت!!  

با عشق سختیهای سربازی رو گذروندیم و بهمون ثابت شد که میتونیم از بقیه سختیهای زندگی هم با عشق بگذریم... 

دوستت دارم علی... دوستت دارم به اندازه ی تک تک موهایی که امروز از سرت تراشیدی و کچل شدی :دی