X
تبلیغات
رایتل
جمعه 13 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 03:04 ب.ظ

خوب شد اون روزی که میخواستم پاچه بگیرم، آخر نوشته ام از یه "شاید" استفاده کردم و گفتم شاید بیاید...وگرنه الآن همین چس مثقال روحیه هم برام نمونده بود!! و فقط من بودم و یه دماغ  ِ سوخته!!
هیچی دیگه!! میخواسته  بده برگه مرخصیش رو امضا کنن!! لحظه آخر یهو طبق معمول خر تو خر میشه و مرخصیش مالیده میشه...نمیگم کی میاد که دوباره امیدوارم نشم!!
بعد چون پسرا  اصولا ضعیف‌النفس هستن و زود خودشون رو میبازن، از این جهت من دیروز به جای اینکه از پشت تلفن براش غر غر کنم، با تمام قوا  داشتم بهش روحیه میدادم که یهو نره بشینه وسط پادگان گریه  کنه و این یه ذره آبرو رو هم بر باد بده :دی 
تازه دیشب موقع خواب فهمیدم فهمیدم عمق فاجعه چقدره!! تازه فهمیدم چقدر بده آدم دل خوش کنه به یکی! تازه فهمیدم اون بغضه توی گلوم چقدر بزرگ شده! تازه فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده و ...اصلا بقیه شب ها چه جوری میخوابیدم که دیشب خوابم نمیبرد؟؟ 

  

با توجه به موقعیت پیش اومده و حس و حال ِ بغض و گریه و غرغر و بیخوابی ،  از فرصت استفاده کردم و فیلم meet joe black (+)‌ رو دیدم!!  ۲ تا دی وی دی هستش و ۳ ساعت و خرده ای مدت زمان فیلمه !! یعنی ساخته شده برای مواقعی که بی خوابی به سر آدم میفته! تا ۵ صبح بیدار نگه میدارت و بعد از تموم شدن فیلم بدون اینکه حس و حال فکر کردن  و غم ِ عشقی خوردن(!) داشته باشی، بیهوش میشی!!...فیلم خوبی بود و به کسانی که ندیدن پیشنهاد میدمش. داستان فیلم رو دوست داشتم. حس میکنم داستان فیلم الهام گرفته از داستان " مرگ در میزند" نوشته وودی آلن هست. راستش خوابم میومد و دقت نکردم که آیا این داستان در این فیلم نقشی داشته یا نه!!  ...به هرحال صرف نظر از ساخت و فیلم نامه ی فیلم، بازی قشنگ برد پیت، فیلم رو فوق‌العاده جذاب کرده بود! میدونید که!!  :دی