X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 01:41 ق.ظ

سلاممممممممممممممممم نگار خانوم گل خودم... 

  

 

خوفی؟؟ 

 

خب چیکار کنم امشب ییهویی عشقم کشید بیام بنویسم اینجا...بله هم...  

 

 

 

نگار به نظرم ما یه کار اشتباهی اینجا کردیما نه؟؟ 

 

 

این نظرات خووننده هامونو تایید نمیکنیم یجورایی بی احترامیه بهشون به نظرم...  

یعنی امشب داشتم اون نظر قدیمیا رو میخوندم ییهویی این نظر اومد به فکرم که دیگه از این به بعد نظرا رو تایید کنیم حالا یا با جواب یا بدون جواب...  

 

اگه مشکلی نیست بله رو بده خواهشن..:دی  

 

دیگه اینکه هیچی..تا میام یه چیزی بنویسم یادم میره چی میخواستم بنویسم..شایدم چیزی نمیخواستم بنویسم...:دی 

 

 

نگار...نگار جونم...نگاری...نگار خانومی..نگار عزیزم..نگار ملوسم... 

 

هیچی این از همون صدا زدنات بود که تو میخندی فقط...(چشمک)* 

 

راستی خوننده های محترم اینجا..حرفایی که میزنم نه لوس بازیه نه چجیزه دیگه..اسم نگارمم که صدا میزم واقعا دوسش دارم اینجوری صداش میکنم یا اینجا مینویسم تازه اینجا نمیشه اونچیزی که تو دلمه اون اندازه ای که دوسش دارم اینجا خوب صداش کنم و و اینا..قبلنا خونده بودم چند نفر گفته بودن اینا الکیه و نمیدونم چند وقت بگذره تموم میشه و لوس بازیه و اینا...نه عزیزان عشق و دوست داشتنی که قراره تموم بشه بعد ازدواج و یا اینجور خوشگل صدا کردنا که هر دو طرف لذت ببرن و خوششون بیاد چه من که صداش میکنم چه نگار که میشنوه و میخونه به درد هیچی نمویخوره..اتفاقا من نظرم اینه بعد ازدواج بیشتر میشه یا باید که بشه..اصلش بعد از ازدواجه...

 

ولی هیچ کدوم از اینا نیست داش من..:دی 

 

ببخشیدا خووننده های محترم فقط گفتم که گفته باشم دیگه... 

 

کلمه ها و مخ ناقص من هیچوقت نمیتونه بگن و توصیف کنن که چقد منمن این عزیز دلم نگار جونمو دوسش دارم...همین... 

 

 

 

خب دیگه بسه... 

 

راستی من خشانت با شما خووننده ها صحبت نکردما..یه وقت ناراحت و اینا نشینا... میسی... 

 

 

 

نگارم..گلم..عشقم..عزیزم..خانومم...دوست دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم... 

 

فهلا..یا حق...