X
تبلیغات
رایتل
جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 06:06 ب.ظ

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممم... سلامممممممممممممم سلاممممممممممممممممممم نگار خانوم قند عسلم... 

 

چه حال چه احوال؟؟ :دی 

 

بازم این ۱۵ روز مرخصی تموم شد ما داریم میریم تو اون خراب شده... 

این دفعه هم مث دفعه های قبل مرخصیم همراه بود با خوشحالی و ناراحتی و دعواهایی که کردیم ... 

 

ولی هنوز و همچنان عشقمون جایی نرفته و دوست داشتنمون...حداقل دوست داشتن خود من بیشتر شده و هر روز که میگذره بیشتر میخوامت و دوست دارم خانومی... 

 

خیلی خیلی دلتنگتم...یعنی این خیلی که اینجا نوشتم مال یه ثانیه اشه... 

ایندفعه که میام مرخصی مصادف میشه با خجسته سالروز میلاد تو :دی... 

 

روز تولدتو میام پیشت و باهم خوش میگذرونیم عزیزم..قول میدم بهت... 

خلاصه که اگه مشکلی پیش نیاد و زنده باشم و اینا و کارام طبق برنامه پیش بره خوبه...۴۰ روز اینفعه اونجا هستم و واسه عید فطر میام مرخصی ایشالا.. نمیدونم اینارو چرا دارم اینجا میگم...خودم فک میکنم چون خیلی دوست دارم این مرخصیه برسه و بیام پیشت عزیز دلم... 

 

نگار خانومم...امروز ظهری بهت زنگیده بودم هی صدات میکردم و تو میخندیدی..وای چه حالی میداد...یعنی خدایی کیف میکنم وقتی میخندیا... 

 

خوش به حال مامانت اینا..پیششونی هی صدات میکنن حال میکنن...:دی.. 

 

عزیز دل دوست داشتنیه منی نگارم الهیی که من فدای تو و خوبیا و مهرببونیات بشم... 

دوست دارم نگارم..خانوم..عشقم..عسلم ماهم..گلم... 

دوست دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم... 

 

راستی دیشبم به خاطر نمره هات که همشو خوب شده بودی خیلی خوشحال بودی..منم خوشحالم به شدت از خوشحالیه تو خانومی..جایزه تو دخمل خوبم هم محفوظه خیالت راحت...درس خوندناتو و بی خوابی کشیدنات نتیجه داد عرزیز دلم..منم که اونجا همش دعات میکردم خدا رو کچل کردم از بس هی دم به دقیقه گفتم خدا جون هوای نگار منو داشته باشیا... 

خدارو شکر به حرفام انگاری گوش داد خدا... 

خلاصه که ایوللللللل به خانوم مهندس خودم... 

 

خب دیگه چی بگم؟؟ 

اهان... 

اولتیماتیومی که بهت داده بودمو داره میگذره و تو هنوز کاری نکردیا...هواست باشه که کمتر از ۲ ماه دیگه وقت داریا... 

فک کنم اصلا یادتم رفته باشه... 

 

ولی سعی کن اگه یادت رفته یادت بیاد که اره دیگه من میدونم و تو دخمل... 

 

ایندفعه چون رفتم یهویی مشهد چند روزی نتونستم فیلمایی که داده بودیو ببینم الان کمدمو باز کردم چشمم افتاد بهشون کلی غصه خوردم که ای داد بیداد فیلما رو ندیدم... :دی 

حالا ایندفعه که اومدم هعمه رو میشینم میبینم... تو هم فیللمای خوب خوب میشینی میبینی تنهایی تنهایی من حسودیم میشه خب منم میخوامممممممممم...:دی 

 

خب دیگه چی میخواستم بگم؟؟؟ 

هی این مخ گ و ز ی د ه من یادش میره چی میخواد بگه...به من چه اصلندشم... 

به قول بچه های جبهه حاضری زده بالا مخ نمیکشه دیگه..:دی 

 

این نت لعنتی هم نیم ساعته وصل نمیشه داره اعصای مصاب منو خورد میکنه همچین بزنم داغونش کنم... 

اصلا از فردا تحریمش میکنم...موبایلمم تحریم میکنم از فردا که حال هر جفتشون جا بیاد...(چاره ای ندارم دستم از دنیا کوتاه میشه باید ناچارا تحریمشون کنم دیگه..:دی)  

 

خب دیگه پاشم برم لباسمو اینارو جمع کنم که الان اینا میان میگن تو دو ساعت زودتر اومدی خونه چیکار کردی؟؟ چرا هیچیت اماده نیستتتت...(با عصبانیت تمام میگن..:دی) 

منم که همه کارام دقیقه ۹۹ به قول یکی از بچه ها...همچین خوشحال واسه خودم نشستم اینجا هزارتا کار دارم...  

 

خب دیگه سفارش مفراش نمیکنم دیگه... 

صبحونه ناهار شام...مث دخترای خوب میخوری همیشه...سر وقت..اشتها ندارم و سیرم و مامانم نبود و اینارم ننندااااارییییییمممممم... 

دیگه اینکه اون دوتا موردم یادت نره که ایندفعه اومدم انجام نداده باش من میدونم و تو... 

 

بعدش اینکه به دل مهربون و کوچیک و دوست داشتنیتم بگو این علی هیچ پخی نیست..:دی..هی احساس تنگ شدن نکنه فداش بشم من... 

 

بعدترش اینکه فیلم میلم خشنگ خشنگ میبینی واسه منم بزار کنار میام میگیرم ازت ناهملللدددد... 

 

بعدتر ترش اینکه مواظب این فرشته من باش...مواظب عزیز دل من..نگار جونم باش همه جوره... 

 

دیگه ایکه... 

 

نفسمی..زندگیمی خانوممی..عمرمی..عشقمی..دوسسسسستتتتتتتتتتت دارممممممممممممممممممممممممممممم اندازه ۶ هوارتا دنیا پر از ۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶...

 

 

بلاهره این بیشعور عوضی وصل شد بعد از یک ساعت...:دی 

 

خب دیگه نگارم هرچی تو کردی و دل نگار من...خیلی مواظبش باش..غمگینش نکن..برو بیرون کلاس اینور اونور...خوش بگذرون که منم خوش باشم اونجا... 

 

قربونت برم عسلیم خیلی دوست دارم عزیز دل من... 

 

فعلا..یا حق...