X
تبلیغات
رایتل
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 11:08 ب.ظ

فردا، یعنی یکشنبه، میای!! 

بعد از ۳۰ روز !! 

خیلی خیلی خوشحالم! ولی نه اونقدری که باید خوشحال باشم!!  

این همه انتظار کشیدم برای چنین موقعی!! 

ولی حالا که وقتش شده میبینم خبری از اون احساس نیست!!

نمیدونم  چند روزه ،چه مرگمه!! 

دیشب کلی با  نوشتن دلم رو خالی کردم 

ولی صبح پشیمون شدم و حذفش کردم!! 

اگه خیلی مشتاقی، میتونی توی یادداشت های حذف شده، یه چیزایی پیدا کنی!! از اونجا پاکش نکردم هنوز!

 

داره وضعمون روز به روز بدتر میشه!! همش به آینده امید دارم ولی هر چه این آینده خودنمایی میکنه، میبینم کاش به گذشته دل بسته بودم!! آینده خبری نیست!! 

همین سربازی یه نمونه اشه!!  

یادته؟؟ میگفتی آموزشی که تموم بشه دیگه راحت میشیم!! 

۲ ماه آموزشی رو با هزار جور دغدغه گذروندی و من امید داشتم که تموم میشه!!  

یادته ۱۵ روز اول آموزشی هیچ خبری ازت نبود؟؟ یادته برادرت بهم اس ام اس داد که علی دیگه نمیتونه باهات در تماس باشه؟؟... نمیدونی توی اون ۱۵ روز چی کشیدم!! یک روزش هم از یادم نمیره!!

بهم امید دادی که بقیش رو احتمالا میفتی تهران!! 

تهران که نیفتادی!! 

گفتی انتقالی میگیرم یا اگه نشد، نهایتا موبایل میشه برد!!  

نگران نباش!! وضع بهتر میشه!!

هیچ کدوم نشد!! 

افتادی توی اون تبعید گاه که ... 

دفعه گذشته بعد از ۳۶ روز دوری، ۲۱ روز مرخصی داشتی!! 

دلم رو خوش کردم! 

ولی اینبار بعد از ۱ ماه دوری، ۱۲-۱۳ روز مرخصی داری!! 

بازم باید دلخوش باشم؟؟

احتمالا تا چند ماه دیگه  از همینم خبری نیست و یه سره میری تا سال دیگه!!   

 

 

سربازیه تو یه نمونه اشه!! 

همه ی روزای زندگیم و همه ی مسائل همین وضعیت رو داره!! 

هیچی درست نمیشه!! 

همه چی داره روز به روز بدتر میشه!! 

خسته ام!! خــــــــــــــــــــسته ام... از همه چی!! 

نمیدونم چرا نمیتونم توی این روازی سخت، به تو روحیه بدم!!  

میخوام ولی نمیتونم!!

خودم کم آوردم!!  

خیلی هم کم آوردم!!  

خودم بیشتر از هر موقعی نیازمند روحیه ام!!  

هر کی بهم میرسه میگه: نگار از تو توقع ندارم که اینجوری باشی!! 

منم آدمم!! 

چرا هیچ کس اینو نمی فهمه؟؟ 

هر لحظه باید به خاطر دیگری از خودم بگذرم!! ... از خواسته های خودم.. از دل خودم.. از هر چی که مربوط به خودمه!! 

خودم از یادم رفته!! 

حتی خودم برای خودم هم دارم فراموش میشم

نه گذشته رو میخوام نه آینده  

شاید خودم رو از حال هم خلاص کردم!! 

 

دیگه از زندگی هیچی نمی خوام!! هیچی..   هـــ یــــ چــــــــــ ی